در انزوای تو مردی همه جهانش را
به قدر گور گرفته چهارسوی خودش
درون هجمه ای از یک فشار روحی سخت
قدم زده همه جا را به جستجوی خودش
رها شد از تو پس از زندگی بی رحمش
و ذره ذره به هم ریخت زیر و روی خودش
حدود نیمه ی شب یک سکوت وحشتناک...
در عکس کهنه و تکرار گفتگوی خودش
در آخرین غزل خود نوشت خواهد مرد
همان که تیغ کشیدست بر گلوی خودش
علی رضا رحمانی
برچسبها: علی رضا رحمانی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی