
سفر چه واژه ی سختی برای من شده است سفر بهانه ی تلخ به هم زدن شده است سفر همیشه برایم از آمدن خالیست تمام زندگی من نیامدن شده است تو رفتی و بخدا باورم نمی آید به آنچه فکر نکردیم ... مطلقا شده است به غیر نام تو چیزی نصیب من نشده و سهم من فقط این نام بر بدن شده است "همیشه رفتن و رفتن از آمدن چه خبر؟" هوای زندگیم شعری از کهن شده است سفر بدون تو مرگ است و آخرین امید... به این قطار که در حال رد شدن شده است دوباره نقطه ی ضعف مرا نشانه بگیر سفر برای تو مشتی بر این دهن شده است علی رضا رحمانی کانال تلگرام http://telegram.me/alirezarahmanis...
ادامه مطلب