
تو در سکوت بمان تا دوباره درد کشمو عشق پاک تو را در وجود سرد کشم...
ادامه مطلب
ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺍﺯ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺳﺒﺰ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻡ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ، ﻫﻤﺼﺤﺒﺘﯽ ﮔﺮﻡ ﺧـــــــــﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻧﻮﺭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻦ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﻣﯿــــــﺎﻥ ﺳــــﺮﻭﺩ ﻣﻘﺪﺳﯽ ، ﺑـــﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﻭ ﭘﻬﻨﺎﯼ ﺁﺳﻤـــــﺎﻥ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺤﺮ، ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺩﻋﺎ ، ﺩﻧﯿﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﮔﺮﻡ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻭ ﺧﺎﻟﺺ ﺍﺫﺍﻥ ﺍﻇ...
ادامه مطلب
رفتی و از همه ی پنجره ها دلسردم نفرتی دارم از این واژه ی "برمی گردم" مثل مشتی ست که بر صورت خود حس کردم جای زخمی که به روی بدنم هست ببین من همین گونه که دیدی اثری از دردم روز تا شب فقط از کوچه به پس کوچه زدن شب که تا صبح برای غزلی سردردم واقعا دست خودم نیست ، خدا هم شاهد... که اگر دست خودم بود رها می کردم بعد از این قصه ی ما نیز عوض خواهد شد منتظر باش که با مرگ فقط برگردم می توانی بروی ، "پشت سرت هم خوبی" من اگر زنده بمانم به خدا نامردم ...
ادامه مطلب